یاغموریاغمور، تا این لحظه: 15 سال و 13 روز سن داره

الاهه عشــــــــــــق(یاغمور)

مهمونی و مریضی2

1391/11/1 13:50
نویسنده : مامان سپیده
267 بازدید
اشتراک گذاری

جمعه شب وقتی دیدم سرماخوردگیت بدتر شدهت به بابایی زنگیدم و اومد اول رفتیم برات 2 تا النگو خریدیم ی

و بعد بردیم مطب دکتر بلیلا و ازاونجا رفتیم داروهاتو گرفتیم ی ی

و یک آمپول داشتی اون و زدیم ن

و کلی گریه کردیب

اما عوضش وقتی رسیدیم خونه عمو جعفر (دوست بابا)کلی بازی کردی زنگ درشون و که هنوز نصب نکرده بودن برداشته بودی و گوشی کرده بودی و همش میزدی و بعد در اومدن صداش بلند بلند میخندیدی و دلبری میکردی و همه چیز و بهم ریختی و کلی یه زن عمو کبری لوس شدی و بعد کلی بازی 12:30 شب خودت سرت گذاشتی رو بالش و خوابیدی

 

s

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)